تبلیغات
 ... خوش آمدید

شما تا 25 ثانیه ی دیگر منتقل می شوید

با عرض خسته نباشید به دوستان عزیز ،
از امروز دیگه روی سیستم ایجاد و مدیریت سایت وی سی پنل مطلب مینویسم ،
الان هم در حال انتقال مطالب وبلاگم با كمك سیستم انتقال مطالب وی سی پنل به سایت جدیدم هستم .
شما تا چند لحظه ی دیگه به طور خودکار به سایت جدید وارد می شوید ...
اینم آدرس سایت : http://esteghlal7.vcp.ir


/post/archive/1391/1
/post/archive/1390/12
/post/archive/1390/11
/post/archive/1390/10
/post/archive/1390/9
عنوان :غمنامه ای از طرف یکی از هواداران ناصرخان حجازی...
متن :

غمنامه ای از طرف یکی از هواداران ناصرخان حجازی...

ناصرخان همیشه محبوب هواداران بودند. در هر دو دوره ای كه ناصرخان مربی استقلال بودند هواداران با تمام وجود ازش حمایت میكردند چون از صمیم قلب ناصرخان رو دوست داشتند و ناصرخان عشق اول و اخرشان بود. دوره اول كه بعد از نایب قهرمانی در اسیا و بعد از ان باخت معروف به سایپا كه با خیانت اشكار برخی افراد برای حذف ناصرخان صورت گرفت. محبوبیت حجازی نزد هواداران انچنان بود كه كسی جرات نداشت روی صندلی مربیگری استقلال بنشیند و جواد زرینچه به عنوان كاپیتان مربی تیم را هدایت میكرد در حالی كه روی سكوها تماشاگران یكسره شعر ناصرحجازی برگرد به تیمت را میخواندند.
مرحله دوم و بعد از باخت به پیكان كه ان هم به نظرم ناجوانمردانه بود.( وقتی استقلال دو بر صفر جلو بود یك پنالتی اشكار روی فرهاد اتفاق افتاد اما داور نخواست انرا ببیند و گلی هم كه در اواخر بازی باعث شكست استقلال شد بدون كوچكترین شكی از روی خط نگذشته بود و در واقع اصلن گلی در كار نبود. دقیق یادمه برنامه نود هم ان پنالتی اشكار را تایید كرد هم گل نشدن این توپ را . در واقع حق استقلال برد بود اما ... ) حتا بعد از پایان بازی باز هم ناصرخان تشویق شد( هر چند دشمنان ناصرخان فضا را به شدت الوده كرده بودند)
همه میدانیم كه فتح اله زاده یكی از دوستداران ناصرخان بوده و هست. فتح اله زاده بود كه ناصرخان را دوباره به خانه اش برگرداند اما بیشتر اعضای هیت مدیره به جز پورحیدری و یكی دو نفر دیگر از همان اول به شدت مخالف حجازی بودند و منتظر فرصتی بودند تا فتح اله زاده را برای اخراج ناصرخان تحت فشار قرار دهند اما فتح اله زاده و تا حدی پورحیدری در برابر فشارها مقاومت میكردند هر چند تنها بودند. یك جریان خاص در بیرون باشگاه هم منتظر فرصت برای ضربه زدن به حجازی بود. به هر حال حتا بعد از باخت از پیكان ناصر خان به روی سكوها رفت و از انجا هدایت استقلال را برعهده گرفت. اتقاقن دورانی بود كه تیم داشت تازه راه می افتاد به خصوص فرهاد مجیدی كه امید اصلی ناصرخان از اول به او بسته شده بود یادم می اید كه استقلال دو بازی را پشت سر هم و با گلهای مجیدی برد و وضعیتش را در جدول كمی بهتر كرد و تا رتبه ششم بالا امد. بازی بعدی با پاس همدان بود انهم در ازادی كه اگر استقلال ان بازی را میبرد حتا میتوانست تا رتبه سوم بالا بیاید و این همه در شرایطی بود كه لیگ هنوز در اوایل راه خود بود و نصف راه هم نرسیده بود.
الان كه دارم مینویسم و یاد اون روزهای تلخ دوباره همون اشكها رو به چشمهام اورده . فكر كنم در این فاصله بود كه استقلال بازی خوبی رو مقابل یك تیم ناشناخته در جام حذفی انجام نداد هر چند بازی 5_ 3 برد و راهی مرحله بعد شد اما دشمنان فضا رو بدجور الوده كرده بودند و با تمام دستگاه تبلیغاتی شون و به هر بهانه ای ناصرخان رو میكوبیدند. هواداران مظلوم استقلال و ناصرخان هم روز به روز انرژی بیشتری را در اثر مقابله با این فشار از دست میدادند. یادم میاد حاجیلو تو یه برنامه ورزشی تلوزیون اظهار امیدواری كرد كه ناصرخان كارش رو با قدرت ادامه بده اما چند روز بعد فشار دشمنان ناصرخان از چند جناح انقدر بر فتح اله زاده زیاد شد كه حتا حاجی هم تسلیم فشارها شد. ناصرخان دیگه هرگز به نیمكت استقلال برنگشت و ملیونها عاشق ناصرحجازی حسرت دیدن او روی نیمكت استقلال رو به گور خواهند برد. اری اینچنین بود كه دستهای پنهان ناصر خان را تنها بعد از چهار باخت از استقلال دور كردند هر چند بعضی ها با تعداد باختهای بیشتر از این هم ماندند و فرصت جبران به انان داده شد.
به هر حال دشمنان استقلال در ظاهر موفق شدند ناصرخان رو شكست دهند و انها به خیال خودشان فكر میكردند به راحتی خواهند توانست جای ناصرخان را در قلب استقلالی ها بگیرند. در كوتاه مدت اندكی هم در اهداف خود جلو رفتند اما گذشت زمان و رفتار صادقانه ناصرخان باعث شد كه نه تنها از محبوبیت ناصرخان كاسته نشود بلكه محبوبیت حجازی تمام مرزها را درنوردید و عشق به ناصرخان در بین هواداران دیگر تیمها هم روز به رو گسترده تر شد و ناصرخان امروز به محبوب ترین چهره تاریخ ورزش ایران و نماد یكرنگی , پاكی و صداقت و شجاعت تبدیل شده است درست همانطور كه دشمنانش(.....) روز به روز منفورتر شدند و مردم انان را نماد تزویر و ریاكاری و دروغ , باندبازی و لمپنیسم میدانند. و هر روز كه میگذرد حقایق بیشتر اشكار میشود این روند همچنان ادامه دارد